The Golden Touch

قانون مور می‌گوید تعداد ترانزیستورهای موجود در یک تراشه با مساحت ثابت، هر دو سال به طور تقریبی دو برابر می‌شودقانون مور را آقای مور شصت سال پیش وضع کرد و تا سال‌ها بعد هم قانون درستی بود. اما امروزه می‌گویند دو برابر شدن ترانزیستورها در هر دوازده تا هجده ماه اتفاق می‌افتد.

بگذارید یک مثال بزنم. یک قوطی کبریت را در نظر بگیرید و روی آن یک ترانزیستور نصب کنید. طبق قانون مور باید بتوانید یک سال بعد یک ترانزیستور دیگر کنار آن قرار دهید. خیلی راحت است. دو سال بعد باید چهار ترانزیستور روی قوطی باشد. هیچ کاری ندارد. سه سال بعد هشت ترانزیستور و چهار سال بعد شانزده ترانزیستور. اگر همینطور ادامه بدهید ده سال بعد باید بتوانید ۱.۰۲۴ ترانزیستور نصب کنید، پانزده سال بعد ۳۲.۷۶۸ تا، بیست سال بعد ۱.۰۴۸.۵۷۶ تا و پنجاه سال بعد روی قوطی کبریت فسقلی‌تان ۱.۱۲۵.۸۹۹.۹۰۶.۸۴۲.۶۲۴ عدد ترانزیستور باید وجود داشته باشد. (اگر نتوانستید عدد آخر را بخوانید، اینطوری نوشته می‌شود: یک بیلیارد و صد و بیست و پنج بیلیون و هشتصد و نود و نه میلیارد و نهصد و شش میلیون و هشتصد و چهل و دو هزار و ششصد و بیست و چهار)*

نه. صبر کنید. بحث اصلاً تخصصی نیست. دو برابر شدن تعداد ترانزیستورها فقط تعداد ترانزیستورها را دو برابر نمی‌کند. تکنولوژی شما، دانش شما و در نتیجه ابزار شما را هم پیشرفته‌تر می‌کند. اگر توانستید هر سال تعداد ترانزیستورها را دو برابر کنید، کم کم ذهن‌تان ورزیده و پر از ایده برای بهتر کردن و آسان‌تر کردن زندگی‌تان می‌شود.

خب خیلی عالی است. در واقع اگر روزی توانستید یک بیلیارد و صد و بیست و پنج بیلیون و خورده‌ای(!) ترانزیستور روی قوطی کبریت بچینید، آنوقت اجازه دارید خودتان را خدا صدا کنید. آنوقت دیگر کاری نیست که نتوانید انجام دهید. حتی می‌توانید بدون نگاه کردن به گیم آو ترونز بفهمید آخرش چه اتفاقی می‌افتد.

حالا یک مثال از دنیای واقعی بزنم. اینتل اعلام کرده که تا سال ۲۰۲۶ می‌خواهد تعداد ترانزیستورهای روی پردازنده‌هایش را به صد میلیارد عدد برساند. یعنی تقریباً هم‌اندازه‌ی تعداد نورون‌های مغز یک انسان. برای اینکه خوب متوجه شوید که چه سرعت پردازشی خواهند داشت بهتان بگویم که پردازنده‌های اینتل که الان حدود ۳ گیگاهرتز سرعت دارند، فقط ۱.۷ میلیارد ترانزیستور دارند. خب پس تا سال ۲۰۲۶ ما کلی تکنولوژی، دانش و ابزار در اختیار داریم که زندگی‌هایمان را از این رو به آن رو می‌کنند و اگر همینطور ادامه بدهیم، روزی می‌رسد که به هرچیزی دست بزنیم تبدیل به طلا می‌شود. لمس طلایی!

***

شاه میداس، پادشاه فریگیه، پدرِ دیونیسوس را از آوارگی نجات می‌دهد. دیونیسوس برای قدردانی، از او می‌خواهد هر آرزویی دارد به او بگوید تا برآورده کند. میداس که عاشق طلاست از دیونیسوس می‌خواهد کاری کند که به هر چیزی دست می‌زند به طلا تبدیل شود. دیونیسوس آرزوی او را برآورده می‌کند. شاه میداس، برای امتحان، یک شاخه بلوط و یک تکه سنگ را لمس می‌کند. آنها فوراً به طلا تبدیل می‌شوند. او با خوشحالی تمام هر چیزی که به فکرش می‌رسد را به طلا تبدیل می‌کند. هنوز خورشید غروب نکرده، میداس ثروتمندترین مرد زمین است.

***

من نسبت به پیشرفت تکنولوژی و علم بدبین نیستم. آنها پیشرفت می‌کنند تا ما راحت‌تر زندگی کنیم. وقتی ما راحت‌تر زندگی کنیم وقت‌مان را صرف کارهای غیرضروری و بی‌ارزش نمی‌کنیم و می‌توانیم روی مسائلی که واقعاً به دردمان می‌خورند تمرکز کنیم. این خیلی خوب است. تا الان هم کم و بیش همینطور بوده. اگر تکنولوژی پیشرفت نکرده بود، من حالا نمی‌توانستم در کمتر از نیم ساعت این مطلب را بنویسم و با تمام دنیا به اشتراک بگذارم.

اما تا کجا؟ علم ثابت کرده سوالی که می‌پرسد «چه چیزی لازم است انجام دهم؟» نیست. سوالی که می‌پرسد «چه کاری می‌توانم انجام دهم؟» است. اگر علم بتواند کاری را انجام دهد، آن را انجام می‌دهد. بدون توجه به ضایعات و تأثیرات مخرب‌اش (البته که اگر داشته باشد). از پیشرفت علم در جهت منافع مالی دیگر حرف نمی‌زنم. تکنولوژی هم همینطور است. جهت‌گیری مشخصی در مسیر پیشرفت وجود ندارد. اگر فردا معلوم شود که می‌توان کفش‌هایی ساخت که بر جاذبه زمین غلبه کنند، کفش‌ها ساخته می‌شوند. آیا واقعاً به درد می‌خورند؟ آیا حقیقتاً مشکلی از انسان را حل می‌کنند؟

خب گفتم که بدبین نیستم. من فقط نمی‌دانم اگر تکنولوژی با همین سرعت و بدون هدف پیشرفت کند چه اتفاقی می‌افتد. شاید روزی برسد که تکنولوژی نیازهای واقعی انسان را شناسایی و آن‌ها را حل کند. تا آدم‌ها در صلح و آرامش زندگی کنند. اما شاید هم اتفاقات دیگری بیفتد. هیچ‌کس نمی‌داند.

***

شاه میداس، خوشحال و خندان به قصر بازمی‌گردد. دخترش به استقبال او می‌رود و میداس، که از فرط هیجان سر از پا نمی‌شناسد، او را در آغوش می‌گیرد. لحظه‌ای بعد دختر به مجسمه‌ای طلایی تبدیل شده است.

640px-Midas_gold2

(عکس از ویکی‌پدیا)

* البته تعداد ترانزیستورها روی پردازنده‌ها هیچوقت به این عدد نخواهد رسید. بالاخره یک روزی به دلیل وجود محدودیت‌های فیزیکی زیادتر کردن ترانزیستورها امکان‌پذیر نخواهد بود و باید به فکر روش‌های دیگری برای افزایش قدرت پردازنده‌ها افتاد. شاید DNA Computing و یا حتی Biomolecular computing. باید دید وقتی آن روز فرا برسد زندگی انسان‌ها چه شکلی خواهد شد.

Advertisements