And I’m not leaving

امروز سه مستند دیگر از مایکل مور دیدم. «Michael Moore in Trumpland» و «Where to Invade Next» و «Capitalism: A Love Story».

حالا می‌خواهم اعتراف کنم که با هر سه تا بغضم ترکید و گریه کردم.

باید سعی کنم توضیحی برای این مساله بیابم، ولی فعلاً نمی‌خواهم این کار را بکنم. شاید یکشنبه‌ی هفته‌ی بعد.

آخرهای فیلم «کاپیتالیسم: یک قصه‌ی عاشقانه» مایکل مور روی تصویری سیاه این جمله را به زبان مادری‌اش درباره‌ی کشور خودش می‌گوید:

I refuse to live in a country like this.

من خیلی آدم می‌شناسم که همین فکر را درباره‌ی اینجا، ایران، می‌کنند. آنها هم نمی‌خواهند در کشوری مثل اینجا زندگی کنند (هر کس به دلیلی). راستش من هم نمی‌خواهم و می‌توانم چندین و چند دلیل قانع‌کننده برایتان بیاورم.

اما روی همان تصویر سیاه، آقای مور ادامه می‌دهد:

And I’m not leaving.

همین جا بود. یکی از همان جاهایی که بغضم ترکید و گریه کردم.

در ادامه، مایکل مور را می‌بینیم که دور تا دور ساختمان مرکزی یک بانک، نوار زرد رنگی می‌کشد که رویش نوشته: «صحنه‌ی جرم، لطفا عبور نکنید». بعد بلندگوی دستی‌اش را برمی‌دارد و می‌گوید: «اینجا جرمی به وقوع پیوسته. من آمده‌ام تا شما را دستگیر کنم. نترسید. نگران نباشید. زندان آنقدرها هم جای بدی نیست.»

همان موقع بود که فکر کردم بله. من هم نمی‌خواهم از اینجا بروم. می‌خواهم اگر مشکلی هست بایستم و رفع و رجوعش کنم.

نمی‌دانم چطوری، نمی‌دانم از پسش برمی‌آیم یا نه، نمی‌دانم نتیجه‌اش را در طول حیات شخصی‌ام می‌بینم یا نه، نمی‌دانم اصلاً دلم می‌خواهد این کار را بکنم یا نه. اما یک چیز می‌دانم. این:

And I’m not leaving.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s