شب در جهان

 

رسیدم به جایی که قرار بود. دوستانم آنجا بودند و با دو آدم دیگر هم آشنا شدم. دیزی خوردیم. در جایی که به آن لب آب می‌گویند، گرچه من رودخانه‌ای ندیدم. خودشان به آنجا می‌گویند LA. مخفف Labe Aab.

دیزی ارزان و خوشمزه‌ای بود. با فلفل سیاه و آبلیمو و پیاز و نان بربری و نوشابه‌ی سیاه پارسی‌کولا سرو شد و پس از آن چای هم خوردیم. دیزی را در ظرف‌های سفالی استوانه‌ای شکلی درست می‌کردند. ظرف‌ها سنگین بودند و لبه‌هایی پهن داشتند. کاسه و گوشت‌کوبی فلزی همراهشان بود. من جایی نشسته بودم که می‌توانستم از توی آینه‌ی روبرویم داخل آشپزخانه را ببینم. با کتری بزرگی آب جوش می‌ریختند درون حوضچه‌ای که داخلش را نمی‌شد دید. به گمانم ظرف‌های سفالی دیزی را آنجا چیده بودند.

سیگار کشیدیم و حرف زدیم. آن وقت یکی گفت که آن مرد ریش‌بلند امروز صبح مرد. همان که تنها کارتن‌خواب رشت بود. بعد از روزی گفت که مرد گدایی سیخ کبابی که به او داده بودند را روی زمین انداخت و آن را لگدمال کرد. چون عاشق دختری بود و از عشق نافرجام دیوانه شده بود.

دم در ایستادیم و دخترها رفتند. ما پسرها، چهار نفری رفتیم به سالن بیلیارد. آنها سر راه داستان دختری کره‌ای به نام آنیتا را برایم تعریف کردند که چهار روز مهمان یکیشان بود. یک روز با شورت و یک پیراهن بلند به اتاق پذیرایی رفته بود. جایی که باقی اعضای خانواده هم نشسته بودند.

ساختمان بیلیارد بدون نما بود. در پارکینگی گِل‌گرفته پارک کردیم. از پنجره‌های مات طبقه‌ی دوم سایه‌ی مردانی چوب به دست را می‌شد دید که روی میزها خم می‌شدند. وارد ساختمان شدیم. طبقه‌ی اول دو میز فوتبال‌دستی گذاشته بودند و یک بوفه که کباب و فلافل و آب معدنی می‌فروخت. طبقه‌ی بالا نُه میز بیلیارد داشت. دور همه‌شان مردهایی میانسال اسنوکر و ایت‌بال بازی می‌کردند. ما جوان‌ترین آدم‌های آنجا بودیم. صبر کردیم تا یک میز خالی شد. سه دست بازی کردیم. من قوانین را می‌دانستم اما بلد نبودم چطوری باید ضربه بزنم. چند بار توپ سفید را داخل سوراخ انداختم که خطا بود و چند بار توپ سفید را برای تیم حریف کاشتم. یک بار پیرمردی که بازی‌مان را نگاه می‌کرد راهنمایی‌ام کرد و ضربه‌ی خوبی زدم. دو بازی آخر را بردیم.

شب خوبی بود. فهمیدم که شنیدن قصه‌ی آدم‌ها بیشتر از هر چیز دیگری مجذوبم می‌کند. فهمیدم که باید آدم‌های بیشتری ببینم. شاید تمام‌شان را.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s