در ستایش غرق شدن

امروز خواستم دوباره، پس از ماه‌ها، یک فروشگاه اینترنتی روی کامپیوترم راه بیندازم. می‌خواستم ببینم می‌شود کاری کرد که درآمدم کمی بیشتر شود یا نه.

فایل‌ها را دانلود کردم، راهنماها را خواندم و از روی دستورالعمل مراحل را طی کردم. چه پیش آمد؟ خطا. انتظارش را نداشتم اما می‌دانستم این اتفاق می‌افتد. مثل تمام دفعه‌های قبل.

ماجرایش طولانی است. همیشه می‌دانستم برنامه‌نویس خوبی نیستم. اما آیا این از ایده‌آل‌گرایی‌ام ناشی می‌شود؟ شاید. خودم را با برنامه‌نویس‌های دیگری مقایسه می‌کنم که از من بهتر بوده‌اند. آنها چه کار می‌کنند؟ سه چهارم روز را پای کامپیوترند، دستورالعمل‌ها را به جای خواندن، می‌خورند. دائم اخبار تکنولوژی و چیزهای مربوط را دنبال می‌کنند و خیلی کارهای دیگر. من این کارها را نمی‌کنم و نمی‌کردم. چیزهایی مثل این و باگ‌های فراوانی که برنامه‌هایم داشتند من را به این درک رساند که برنامه‌نویس خوبی نیستم.

نتیجه؟ از کار برنامه‌نویسی آمدم بیرون. پس حالا سوال مهم‌تر:

چرا نتوانستم برنامه‌نویسی معمولی باشم؟

دکتر می‌گوید چون نمی‌توانی از خودت مراقبت کنی. به نظرم منطقی است. بارها شده که خواسته‌ام مثلاً فقط پنجشنبه‌ها کار کنم. بعد فهمیده‌ام که هفت روز هفته، روزی دوازده ساعت کار کرده‌ام. یعنی نتوانستم به دیگران و به خودم حالی کنم که توانم همینقدر است. کاری بیشتر از این از دستم ساخته نیست.

حافظ شعری دارد: «آشنایان ره عشق در این بحر عمیق / غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده»

مصرع اولش را کاری ندارم. مصرع دوم را باید قاب کنم بزنم جلوی چشم: غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده.

نه فقط در برنامه‌نویسی، در تمام کارهای دیگرم هم باید یاد بگیرم: می‌شود غرق شد، اما خیس نه.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s