در جستجوی پاریس از دست رفته

این هجدهمین پستی است که در طول بیست روز گذشته نوشته‌ام. دیگر عادتم شده. می‌نویسم حتی وقتی آدم‌های زیادی دور و برم باشند. حس خوبی است. اما روزها، بعضی روزها، فکر می‌کنم بهتر نیست بروم سر یک موضوع جدی؟ مثل نوشتن یک داستان کوتاه یا ویرایش قبلی‌ها یا حتی نوشتن یا ادامه دادن رمان‌هایی که چند صفحه‌ای از آنها را شروع کرده‌ام.

بعد به خودم می‌گویم مهم نیست. اگر قرار باشد ادامه‌اش دهم، ادامه‌اش می‌دهم.

داشتم به رفتن به گرجستان فکر می‌کردم. انصار می‌گوید طوری ارزان است و طوری عاشقش می‌شوی که باورت نمی‌شود. با شبی ۵ دلار می‌شود در هاستلی اتاق گرفت. غذا ارزان است و می‌شود با ۱ دلار یا شاید هم کمتر آبجو خورد. به نظرم فکر خوبی است.

همینگوی و رفقایش تعریف می‌کردند که می‌شد در پاریسِ اوایل قرن پیش با روزی ۱ دلار زندگی کرد. شاید گرجستان پاریس ما باشد.

برنامه‌ی عید؟ هیچهایک به گرجستان.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

w

Connecting to %s