تلویزیون جدید

تلویزیون را عقب پراید گذاشتیم. تلویزیون ال سی دی ۵۶ اینچ سونی. آن را از یکی از فامیل خریده‌ایم که دارد جمع می‌کند برود خارج.

به سختی در ماشین جا شد. کمی از صفحه‌اش از پنجره‌ی ماشین بیرون زد. بالش کوچکی زیرش گذاشتیم تا به لبه‌ی پنجره نخورد. فلاشر ماشین را روشن کردیم و با سرعت ۳۰ یا ۴۰ راه را برگشتیم. ماشین‌های پشت سر بوق زدند و بعضی از عابرها با تعجب نگاه‌مان کردند.

تلویزیون را از ماشین درآوردیم و روی مبل سه‌نفره توی اتاق پذیرایی گذاشتیم تا برویم و میزش را هم بیاوریم. میز کوچکی بود. دردسر زیادی برایش نکشیدیم.

بعد برگشتیم. تلویزیون را، که پایه‌اش را درآورده بودیم تا در ماشین جا شود، سر هم کردیم. میز را سر جایش گذاشتیم و تلویزیون را روی آن. آنوقت بود که فهمیدیم تلویزیون خیلی بزرگی است. وصلش کردیم به رسیور و پدر بی‌بی‌سی را گرفت تا اخبار ساعت ۸ را ببیند. مجری‌ها اندازه‌ی خود واقعی‌شان بودند. اما تصویر کمی تار بود. پدر پرسید تصویر تاره یا من عینک نزدم؟

پدر روی صندلی مخصوص خود نشست. سمت چپ تلویزیون و با زاویه ۹۰ درجه نسبت به آن. من و میم روی مبل سه نفره‌ی روبروی تلویزیون نشستیم. کمی دورتر. پشت میز جلومبلی سنگین. کمی بعد پدر گفت شاید از دور بببنی تصویر بهتر بشه. آمد و کنار ما نشست.

نگاه کرد. چشم‌هایش را ریز کرد. ریموت را توی دستش چرخاند. گفت میز رو یه کم نیاریم چپ؟ میم گفت راست بهتر نیست؟ دیگر حرفی نزدیم. به اخبار ساعت ۸ نگاه کردیم و روی مبل سه‌نفره نشسته باقی ماندیم. مادر که می‌آمد خودش جای میز و بقیه چیزهای دیگر را درست می‌کرد. این فکری بود که از سر هر سه نفرمان گذشت.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

w

Connecting to %s