دیگ آش

هر چقدر فکر کنم نمی‌توانم موضوعی برای نوشتن بیابم. این را می‌دانم. اصلاً احساس می‌کنم چند وقتی است که دلم نمی‌خواهد بنویسم. از آنجایی که این را خیلی سریع تعمیم می‌دهم به باقی زندگانی‌ام، خیال می‌کنم دیگر هیچوقت دلم نمی‌خواهد بنویسم. اما می‌دانم که این خیالی زودگذر است. به دو دلیل:

کارور در مصاحبه‌ای گفته بود وقتی داستانی را تمام می‌کنم احساس خلأ می‌کنم. انگار هیچوقت نویسنده نبوده‌ام و هیچ چیزی ننوشته‌ام. بعد چند روزی را بی‌خیالی می‌گذرانم و می‌گذارم ایده‌ی بعدی خودش بیاید.

این دلیل اول. فکر می‌کنم اینقدر اینجا چیز نوشته‌ام در یک ماه اخیر که رسیده‌ام به آن حس خلأ که آق کارور گفته بود. شاید هم ازش رد شده‌ام و بی‌خودی زور زده‌ام چیزی بنویسم. نباید این کار را کرد.

سال‌ها پیش که گودر زنده بود و ما همه وبلاگ می‌نوشتیم، یک نفر برایم کامنت گذاشت و نوشت که مایاکوفسکی می‌گوید: «اون چیه که باعث میشه شعر بگم؟ همون چیزی که باعث میشه برم دستشویی.» درست یا غلط نقل قول به عهده‌ی کامنت‌گذار. اما دلیل دوم من همین است. آن حس خلأ کارور هم از همین است. حس بی‌میلی من به نوشتن هم از همین. بنابراین جایزه را به آقای مایاکوفسکی می‌دهم که در دو جمله همه چیز را توضیح داده.

مشکل این است که من سعی می‌کنم از جهانی که هیچ صد در صدی ندارد، صد در صد بهره‌کشی کنم. دکتر می‌گوید از خودشیفتگی‌ات است. نمی‌توانم بفهمم ربطش چیست. اما می‌دانم که درست می‌گوید.

یک داستانی خوانده بودم بچگی‌ها که به گمانم برای هانس کریستین اندرسن بود. ماجرایش را خیلی یادم نیست. یادم هست که پیرمرد و پیرزنی بودند که آش می‌فروختند. یک روزی آرزو می‌کنند آش هیچوقت تمام نشود و یک نفری هم آرزویشان را برآورده می‌کند. دیگ آش می‌جوشد و دهکده در آش غرق می‌شود. بعید می‌دانم نسخه‌ی اصلی به همین بی‌مزگی باشد که من تعریف کردم. اما نکته‌اش همین است. همه‌ی دیگ‌های آش یک روزی تمام می‌شوند. باید تمام شوند. وگرنه همه‌مان خفه می‌شویم.

باید تمرین کنم این را بفهمم.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s