چیزهایی که امروز دیدم

امروز رفتم پیاده‌روی. می‌خواستم خیابان منظریه را بالا پایین کنم. خیابانی با پیاده‌روی عریض و درخت‌های بلند و آپارتمان‌های شیک. ولی به میدان گاز که رسیدم پیچیدم سمت چپ. جایی که تا حالا نرفته بودم.

از کجاها رد شدم؟ یادآوردنش سخت است. ولی انگار در زمان به عقب می‌رفتم. ارتفاع ساختمان‌ها کم می‌شد، مغازه‌های لباس‌فروشی و کافه‌های مد روز به آهنگری و کابینت‌سازی و قهوه‌خانه‌های سنتی تبدیل می‌شدند و لباس‌ها محلی و محلی‌تر.

پیرمردی را دیدم جلوی در خانه‌ای، روی یک صندلی، نشسته بود و پارچه‌ای بالای در آویزان بود: «از همه‌ی همسایه‌ها و آشناها ممنونم که در مراسم تشییع جنازه شرکت کردند.» پارچه سفید بود.

وسط شهر یک جنگل دیدم. با درخت‌های خشکیده و پیچیده‌درهم. و لاستیک کهنه‌ی ماشین‌های سرحال. رودخانه‌ی کم‌آبی دیدم که پلی از روی آن می‌گذشت. رودخانه بوی گل و لای و خاطرات مرده می‌داد. به خانه‌های مسکن مهر رسیدم و از آنجا دور زدم تا مسیر را برگردم. اما نمی‌خواستم از آن مسیر مستقیم همیشگی استفاده کنم. پس آدرس خانه را به نقشه‌ی گوگل دادم تا مسیری دیگر پیشنهاد دهد. و پیشنهاد داد.

سر آن بلوار بزرگ، پشت ایستگاه زنگار گرفته‌ی اتوبوس، کوچه‌ای بود که باید آن را می‌رفتم. بعد باید سمت راست می‌پیچیدم. بعد دو بار چپ و بعد مستقیم تا برسم به یک چهارراه و دوباره نقشه را نگاه کنم. رفتم.

کوچه‌ها باریک می‌شدند. سر هر پیچ یک بن‌بست بود که انتهایش پر بود از درخت و بوته‌های بلند وحشی. مغازه‌ها گوش تا گوش چسبیده به هم. و بیشتر از همهْ بقالی‌های همه‌چیزفروش. بچه‌ها توپ دولایه‌ی گِلی‌شان را با دمپایی شوت می‌کردند و زن‌ها با چادرهای بسته به کمر و خنزر پنزرهای مختلف به دست در خیابان راه می‌رفتند.

به جاهایی رسیدم که نبرد طبیعت و انسان هنوز ادامه داشت و معلوم نبود چه کسی برنده می‌شود. درخت‌ها از توی آسفالت بیرون زده بودند و خزه از در و دیوار بالا رفته بود. انگار طبیعت جاسوس‌هایش را به قلمرو انسان‌ها فرستاده بود.

به چهارراه رسیدم و نقشه را بیخیال شدم. رفتم و گم شدم. لابلای خانه‌ها و بن‌بست‌ها و درخت‌ها. از اول پاییز تا الان دارم تمرین می‌کنم: مهم‌ترین چیز همین حالا دارد اتفاق می‌افتد. همین جا جلوی چشم‌هات.

نقشه می‌خواستم چه کار؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s